این دل دوست دارد سه تار بزند این دل دوست دارد که کسی برایش بزند این دل دوست دارد که فقط گریه کند و شاید هم کمی سماع!
پ.ن۱:خبری شاید برای من در راه باشد که... .
پ.ن۲:شاید اینجا هم همین روزها تمام شود.خدا را چه دیدی...
گزیده ای از سخنان رهبری عزیز انقلاب اسلامی در دیدار با خبرگان رهبری
معارضه با نظام یک سابقهای 30 ساله در این انقلاب دارد؛ چیز جدیدی نیست. اَشکال معارضه گوناگون بوده است، اما همیشه بوده است؛ شدتاً، ضعفاً، متناسب با وضعیت ما در داخل بوده. هر جا احساس کردند و هر وقت احساس کردند میتوانند حضور قویتری پیدا کنند، ضربهای را که میتوانستند ـ به خیال خود ـ وارد کردند و انقلاب هم در طول این 30 سال در مقابل این ضربات ایستاده است؛ نه فقط ضعیف نشده، بلکه روز به روز بحمدالله کشور و نظام جمهوری اسلامی قویتر هم شده. منتها یک نکته وجود دارد و آن این است که هر چه ما در نظام جمهوری اسلامی توانستیم ریشه خودمان را عمیقتر کنیم و پیشتر برویم و کارهایمان را پیچیدهتر بکنیم، توطئه دشمن هم پیچیدهتر شده است.
جنگ امروز
امروز جنگ نظامی با ما خیلی محتمل نیست. نمیگوییم به کلی منتفی است، اما خیلی محتمل نیست لیکن جنگی که وجود دارد از جنگ نظامی اگر خطرش بیشتر نباشد، کمتر نیست؛ اگر احتیاط بیشتری نخواهد، کمتر نمیخواهد. در جنگ نظامی دشمن به سراغ سنگرهای مرزی ما میآید، مراکز مرزی ما را سعی میکند منهدم بکند تا بتواند در مرز نفوذ کند؛ در جنگ روانی و آنچه که امروز به او جنگ نرم گفته میشود در دنیا، دشمن به سراغ سنگرهای معنوی میآید که آنها را منهدم کند؛ به سراغ ایمانها، معرفتها، عزمها، پایهها و ارکان اساسی یک نظام و یک کشور؛ دشمن به سراغ اینها میآید که اینها را منهدم بکند و نقاط قوت را در تبلیغات خود به نقاط ضعف تبدیل کند؛ فرصتهای یک نظام را به تهدید تبدیل کند. این کارهایی است که دارند میکنند؛ در این کار تجربه هم دارند، تلاش هم زیاد دارند میکنند، ابزار فراوانی هم در اختیارشان هست. باید ابعاد دشمن و ابعاد دشمنی را بدانیم تا بتوانیم بر او فائق بیاییم. البته ما مدد الهی داریم، کمک غیبی داریم بدون شک؛ این را انسان دارد مشاهده میکند، لیکن ما مادامی که هوشیارانه، آگاهانه در میدان نباشیم، تدبیر لازم را به کار نبریم، کمک الهی به سراغ ما نخواهد آمد.
تبلیغات دشمن
دشمنان ما؛ دشمنان انقلاب، دشمنان نظام جمهوری اسلامی، چند خط را دارند دنبال میکنند که این در تبلیغاتشان و در کاری که انجام میدهند، واضح هم هست؛ اینها چیزهای پوشیده و پنهانی نیست، باید در ذهن خودمان اینها را جمعبندی کنیم: یکی این است که نشانههای امید را مخدوش کنند، مورد خدشه قرار بدهند که از جمله همین انتخابات بود. حضور 85 درصدی مردم یک چیز امید بخشی است، یک چیز مهمی است. همانطور که عرض کردیم، 30 سال بعد از یک انقلاب، مردم کشور بیایند به نظام برآمده این انقلاب یک چنین آرای وسیعی را تقدیم بکنند، این جز اعتماد به این نظام و دل بستن به این نظام، معنای دیگری ندارد و این اتفاق افتاد. یا رئیسجمهوری را با این رأی بالا انتخاب بکنند، این یک چیز بیسابقه است. این اتفاق افتاد؛ این کار در کشور شد. این خیلی نقطه قوت مهمی است. سعی شد این نقطه قوت را تبدیل کنند به نقطه ضعف، این مایه امید را تبدیل کنند به مایه تردید، مایه یأس... .
مساله اتحاد ملت و کاری که برای ایجاد تفرقه دارد انجام میگیرد، بسیار مساله مهمی است. ما نشانههای وحدت عمومی مردم را داریم میبینیم... وقتی این وحدت را میبینند، میبینید که متأسفانه بالعکس، بعضی دم از تفرق میزنند، از روی جهالت، غفلت؛ واقعاً محمول بر غفلت است این چیزها، بیش از آنچه که بر چیزهای دیگری انسان بخواهد اینها را حمل کند... .
توهم دشمن!
خط دیگری است که به نظر ما دشمن روی او هم دارد سرمایهگذاری میکند؛ منصرف کردن ذهن مردم از دشمنی دشمن است. ما هرگز منکر نیستیم که در نارساییهای گوناگون و مشکلات فراوانی که بر سر راه جامعه و افراد پیش میآید، تقصیرهای شخصی و تقصیرهای اجتماعی، از درون وجود دارد. در این هیچ تردیدی نیست؛ کسی این را منکر نیست. «ما أصابک من حسنه فمن الله و ما أصابک من سیئه فمن نفسک». اینکه معلوم است؛ دشمن هم اگر ضربهای به ما زد و این ضربه کاری شد، این هم «من نفسک» است؛ در این شکی نیست. در جنگ احد هم که دشمن حمله کرد و ضربه زد، در حقیقت مسلمانها از خودشان ضربه خوردند، در اینکه بحثی نیست؛ منتها نکته این است که اگر انسان بخواهد ضربه نخورد، باید نقش دشمن را ببیند. یکی از لوازم توجه و ملاحظه برای ضربه نخوردن، دیدن دشمنی است که میخواهد به ما ضربه بزند؛ از این ما را نباید غافل کنند. خط اغفال بویژه خواص و نخبگان از تأثیر دشمن، یکی از خطوط القائی و تبلیغاتی دشمن است. حالا طرق مختلفی البته برای این کار دارند. تا کسی بگوید دشمن، میگویند: آقا! شما همهاش به گردن دشمن میاندازید! خب، هست دشمن؛ هست دشمن؛ چرا نمیبینیم دشمن را؟ چرا نمیبینیم شعف عظیمی که دشمن پیدا میکند از آنچه که اینجا از اختلاف ما، از حوادث گوناگون، از بلوای بعد از انتخابات به وجود میآید؟ تشویق کنند کسانی را که عامل هستند. آنجا، رئیس یک کشور بزرگ از آدمها اسم میآورد! خب، این جز ایجاد دشمنی است؟ از معارضین نظام اسم میآورد و تمجید میکند از فلان کس که آقا از شجاعت او (!) ما تعجب کردیم، چرا؟ چون یک کلمهای گفته که آنها خوششان آمده. اینها را باید دید، اینها را باید متوجه شد و نباید از دشمنی دشمن غفلت کرد. البته دشمنی او خلاف انتظار نیست، غفلت ما خلاف انتظار است؛ غفلت ما خلاف انتظار است.